چند خطی برای یک ستاره: حامد بهداد

حرف هایی از ته دل،برای کسی که صدایت رانمیشنود


وقتی شنیدم قراراست دوباره امیرحسینم برگردد،ازخوشحالی بال درآوردم اما تالحظه ای که آرم سیمافیلم راندیده بودم،باورم نمیشدکه یکی ازبزرگترین آرزوهایم دارد براورده میشود!

خوشحالم،خوشحالم که دوباره میتوانم خاطراتمان رامرور کنم،خوشحالم که بازهم روزهایم با شوق دیدنت توی جعبه ی جادویی شروع میشود وشبها با بغض وچشمهایی که ازشوق خیس شده اند بخواب میروم!

حالا میفهمم که سه سال پیش با دل کوچکم و افکار بلندپروازم چگونه اینقدر دلبسته شدم!

دوست دارم هرکسی هم که امیرحسین روبه اندازه ی من دوست داره وباهرشب میشینه پای این سریال،بعد ازدیدنش بیاد وچندخطی برای همون قسمت بنویسه!پس بسم الله...


برچسب‌ها: یک مشت پرعقاب, حامد بهداد, ستاره ی من, مژگان
دوشنبه هجدهم بهمن 1389 | 15:17 | مژگان | |

به خاطرامیرحسین آرام ومتینش ، به خاطرهدایت ساده و بی باکش،به خاطرفواد عاشق وعراقیش،به خاطر عماد مردانه و باوقارش،به خاطربهرام شکست خورده ودیوانه اش،به خاطرعماد دیگری که قاتل شد،به خاطر حبیب بامرام وباصفایش،به خاطر طناز ساده لوحش،به خاطر خسروی مظلوم و بی گناهش،و............

و درآخر به خاطر حامدبهداده اسطوره اش............

دوستش دارم وستایشش می کنم!


برچسب‌ها: یک مشت پرعقاب, مجنون لیلی, روز سوم, دلخون, حس پنهان, آخرین دعوت, محاکمه درخیابان, دایره زنگی, کافه ستاره, حامدبهداد, ستاره ی من, مژگان
سه شنبه یکم تیر 1389 | 0:0 | مژگان | |

www . night Skin . ir